فرق زائر و گردشگر چیست؟ بررسی تفاوت زائر و گردشگر و نسبت زیارت با گردشگری
از دوگانه «زائر یا گردشگر» تا الگویی که هویت زیارت را حفظ میکند و دانش گردشگری را در خدمت تجربه زائر قرار میدهد.
زائر با گردشگر چه فرقی دارد؟ آیا کسی که برای زیارت به شهری مانند قم یا مشهد سفر میکند، گردشگر هم محسوب میشود؟ آیا قرار دادن زائر در نظام گردشگری به معنای تقلیل زیارت به تفریح، مصرف یا درآمدزایی است؟ آیا اگر زیارت را در سنخی از گردشگری تعریف کنیم، این تقدس زدایی و فروکاست جایگاه زیارت است؟
- پاسخ کوتاه: فرق زائر و گردشگر چیست؟
- زائر کیست؟
- گردشگر کیست؟
- تفاوت زائر و گردشگر در چیست؟
- پس چرا برخی زائر و گردشگر را متعارض میدانند؟
- گردشگر امروز فقط «مصرفکننده» نیست
- آیا هر زائر یک گردشگر است؟
- آیا هر گردشگر دینی زائر است؟
- مسئله اصلی؛ نه جدایی کامل و نه یکسانانگاری
- خدمات گردشگری چگونه میتواند در خدمت زیارت باشد؟
- فرق زائر و گردشگر در شهری مانند قم چه اهمیتی دارد؟
- جمعبندی؛ بالاخره زائر یا گردشگر؟
- پرسشهای متداول درباره تفاوت زائر و گردشگر
پاسخ به این پرسشهای به ظاهر ساده، بسیار پیچیده تر از آن است که در چند جمله آن را پاسخ دهیم. بخشی از اختلاف نظرها درباره فرق زائر و گردشگر از آنجا ناشی میشود که دو مفهوم متفاوت را در یک سطح مقایسه میکنیم: «زائر» معمولا با نیت، رابطه با مَزور، معنا و غایت سفر تعریف میشود؛ در حالی که «گردشگر» در دانش گردشگری، مفهومی مرتبط با سفر، جابهجایی، اقامت و رابطه مسافر با مقصد است.
لذا، شاید پرسش دقیق این نباشد که «یک فرد زائر است یا گردشگر؟» بلکه باید پرسید: او با چه نیتی سفر کرده است؟ چه نسبتی با مقصد و مکان مقدس دارد؟ چه تجربهای از سفر به دست میآورد؟ و مقصد چگونه باید نیازهای مادی، فرهنگی، معنوی و تجربهای او را مدیریت کند؟
این نوشتار برگرفته از فعالیتهای پژوهشی حجت الاسلام سید مصطفی میرفندرسکی در رساله سطح چهار خود با عنوان مدل مفهومی گردشگری دینی در ادبیات علمی معاصر و همچنین ارائه ایشان با موضوع «تفاوت زائر و گردشگر؛ دوگانهای که قم باید از آن عبور کند» در بنیاد قمپژوهی در تاریخ 1405/06/17 تجمیع شده است.
پاسخ کوتاه: فرق زائر و گردشگر چیست؟
اگر بخواهیم در یک جمله پاسخ دهیم:
زائر با «قصد زیارت و رابطه با مَزور» تعریف میشود؛ گردشگر با «سفر و حضور در مقصد».
بنابراین این دو مفهوم الزاما مترادف نیستند، اما همیشه هم در تعارض با یکدیگر قرار ندارند. زائر ممکن است در جریان سفر خود از حملونقل، اقامتگاه، رستوران، راهنما، موزه، بازار، مسیر گردشگری و دیگر خدمات مقصد استفاده کند؛ همانگونه که یک گردشگر ممکن است با انگیزهای عمیقا دینی، معنوی یا زیارتی سفر کرده باشد.
از منظر مدیریت سفر، یک زائر میتواند در قلمرو گردشگری قرار گیرد؛ اما از منظر معرفتی و دینی، حقیقت زیارت را نمیتوان صرفا با مفهوم گردشگری وسفر توضیح داد. این تمایز، کلید فهم صحیح نسبت میان زیارت و گردشگری است.
زائر کیست؟
برای فهم تفاوت زائر و گردشگر، ابتدا باید خود مفهوم زیارت را بشناسیم.
در معنای لغوی و معرفتی، «زیارت» از ریشه «زور» و به معنای میل کردن و روی آوردن از چیزی به سوی چیزی دانسته شده است. زائر کسی است که از وضعیت عادی خود فاصله میگیرد و با قصد و توجه به سوی مَزور روی میآورد.
در این نگاه، زیارت سه رکن اساسی دارد:
- زائر؛ انسانی که قصد و حرکت میکند؛
- مَزور؛ شخص یا حقیقتی که مورد توجه و تکریم قرار میگیرد؛
- رابطه زیارتی؛ رابطهای که میتواند در قالب معرفت، سلام، مودت، ولایت، عهد، توسل، شفاعت و اقتدا شکل گیرد.
از این منظر، زیارت فقط «رفتن» نیست؛ بلکه نوعی روی آوردن است.
ممکن است انسانی از نظر جسمانی در کنار یک مکان مقدس حضور داشته باشد، اما ارتباط معرفتی و معنوی چندانی با آن برقرار نکند. در مقابل، حقیقت زیارت با قصد، معرفت، توجه، ادب و نوع رابطهای که میان زائر و مَزور شکل میگیرد، معنا پیدا میکند.
در واقع، زیارت، حرکت یا حضور آگاهانه، ارادی و مؤدبانه انسان در محضر یکی از اولیای الهی یا مؤمنان، با هدف تقرب به خداوند، اظهار سلام و مودت، شناخت حق مَزور، تجدید عهد با مسیر هدایت، طلب دعا و شفاعت مأذون و التزام به اقتدای اخلاقی و عملی است.
این تعریف نشان میدهد که «زائر بودن» تنها یک عنوان برای نوعی مسافر نیست؛ بلکه نوعی نسبت معنایی و معرفتی با سفر است.
گردشگر کیست؟
یکی از دلایل شکلگیری تقابل میان زائر و گردشگر، برداشتی قدیمی از واژه «گردشگر» است.
در تصور عمومی، گاهی گردشگر کسی دانسته میشود که فقط برای تفریح، خوشگذرانی، استراحت، عکس گرفتن یا بازدید از جاذبهها سفر میکند. اگر گردشگر را فقط چنین تعریف کنیم، طبیعی است که قراردادن زائر در کنار گردشگر نادرست یا حتی تقلیلدهنده جایگاه زیارت و زائر به نظر برسد.
اما مفهوم گردشگری در ادبیات علمی امروز بسیار گستردهتر است.
در تعریف آماری گردشگری، «بازدیدکننده» مسافری است که خارج از محیط معمول زندگی خود و در شرایط مشخص به مقصدی سفر میکند و «گردشگر» به بازدیدکنندهای گفته میشود که دستکم یک شب در مقصد اقامت داشته باشد.
از همه مهمتر اینکه اهداف گردشگری فقط تفریح نیست. در طبقهبندی اهداف سفر، در کنار تعطیلات و فراغت، مواردی مانند دیدار دوستان و بستگان، آموزش، سلامت، خرید و دین و زیارت نیز قرار میگیرند.
بنابراین، این گزاره که «اگر کسی زائر باشد دیگر گردشگر نیست» از منظر دانش گردشگری دقیق نیست.
همانگونه که «گردشگری سلامت» به این معنا نیست که درمان به تفریح تبدیل شده، قرارگرفتن سفر زیارتی در قلمرو گردشگری نیز به معنای کاهش شأن معنوی زیارت نیست.
تفاوت زائر و گردشگر در چیست؟
برای پاسخ دقیق به پرسش «فرق زائر و گردشگر چیست؟» بهتر است تفاوت را در چند سطح ببینیم:
|
محور |
زائر |
گردشگر در تلقی عمومی |
|
انگیزه اصلی |
زیارت، تقرب، معرفت، مودت و عهد |
دیدن، تجربهکردن، شناخت یا برخورداری |
|
نسبت با مقصد |
مقصد به مثابه «محضر» |
مقصد به مثابه «مکان مورد بازدید» |
|
رابطه با صاحب مکان |
رابطه با مَزور جزء حقیقت زیارت است |
الزاما رابطهای با صاحب مکان وجود ندارد |
|
نوع حضور |
حضور آگاهانه، مؤدبانه و معنوی |
مشاهده و تجربه مقصد |
|
غایت |
تقرب، تجدید عهد، توبه، اقتدا و تحول |
تجربه، یادگیری، استراحت، لذت یا سایر انگیزهها |
|
رفتار مطلوب |
ادب، خشوع، معرفت و رعایت حرمت |
رفتار مسئولانه و احترام به مقصد و جامعه میزبان |
|
نتیجه مطلوب |
امتداد آثار زیارت در زندگی |
تجربه باکیفیت و ارزشمند از سفر |
نکته مهم آن است که ستون «گردشگر» در این جدول بیشتر بیانگر تصور سنتی و رایج از گردشگر است، نه همه معنایی که مفهوم گردشگر در ادبیات امروز دارد.
اتفاقا تحولات علمی گردشگری سبب شدهاند که گردشگر امروز دیگر صرفا یک مصرفکننده منفعل تلقی نشود.
تفاوت زائر و گردشگر در نیت
شاید اساسیترین تفاوت، نیت سفر باشد.
در زیارت، فرد با «قصد زیارت» حرکت میکند. حضور جسمانی بهتنهایی تمام حقیقت زیارت را محقق نمیکند؛ نیت به سفر جهت عبادی و معنوی میبخشد.
در گردشگری، انگیزهها بسیار متنوعاند. فرد میتواند برای تفریح، آموزش، سلامت، کسبوکار، دیدار بستگان، دین، زیارت یا مجموعهای از چند انگیزه سفر کند.
بنابراین ممکن است دو نفر دقیقا در یک مکان حضور داشته باشند، اما تجربه آنها کاملا متفاوت باشد: یکی معماری یک حرم را مشاهده میکند و دیگری خود را در محضر شخصیتی مقدس میبیند.
تفاوت در نسبت با مقصد؛ «مکان» یا «محضر»؟
گردشگر ممکن است بپرسد:
اینجا چه چیزی برای دیدن دارد؟
چه تجربهای به دست میآورم؟
چه خدماتی ارائه میشود؟
اما زائر میتواند با پرسشهای دیگری وارد شود:
به محضر چه کسی آمدهام؟
حق او بر من چیست؟
با چه ادبی وارد شوم؟
چه عهدی باید تجدید کنم؟
پس از زیارت چگونه باید زندگی کنم؟
همین تفاوت نشان میدهد که زیارت را نمیتوان به بازدید از یک جاذبه مذهبی فروکاست.
تفاوت در رابطه با مَزور
در گردشگری تاریخی-فرهنگی، ممکن است فرد یک بنای تاریخی را بدون ارتباط شخصی با بنیانگذار یا صاحب آن مشاهده کند؛ اما در زیارت، مَزور در مرکز تجربه قرار دارد.
زائر صرفا به یک ساختمان، ضریح، معماری یا اثر تاریخی نگاه نمیکند؛ رابطه او با صاحب آن مکان، بخشی از خود زیارت است. این رابطه میتواند معرفتی، عاطفی، ولایی، عهدی، شفاعتی، الگویی و حتی اجتماعی و تمدنی باشد.
به همین علت، تبدیل یک مکان زیارتی صرفا به «جاذبه گردشگری» نمیتواند تمام حقیقت آن را توضیح دهد.
در واقع زائر در مکان زیارت، با ادب حضور سر به زیر است و با خضوع وارد میشود و شاید هیچ توجهی هم به بنا نداشته باشد، ولی در گردشگری و اصول تفسیر میراث ما می گوییم که باید سر به هوا بود و اتفاقا تمام توجهات را از خود بنا، معماری، زیبایی شناسی معماری و فلسفه نقش و نگارها آغاز کرد.
پس چرا برخی زائر و گردشگر را متعارض میدانند؟
دیدگاهی که میتوان آن را نگاه تفکیکگرا نامید، معتقد است گردشگری و زیارت بر دو منطق متفاوت بنا شدهاند.
در این تلقی، گردشگری با لذت، تجربه، انتخاب، مصرف، جاذبه و رضایت مشتری پیوند دارد؛ در حالی که زیارت با قرب، حضور، عبودیت، ادب، عهد و تحول انسان ارتباط پیدا میکند.
نگرانی اصلی این دیدگاه نیز قابل فهم است: اگر منطق بازار و نگاه کسب و کاری بر مکان مقدس حاکم شود، ممکن است بهتدریج حرم به جاذبه، زائر به مشتری، آیین به محصول و امر مقدس به ابزار درآمدزایی تقلیل پیدا کند. این نگرانی را نباید نادیده گرفت.
گردشگری هنگامی میتواند با حقیقت زیارت تعارض پیدا کند که مصرف و درآمد به غایت اصلی تبدیل شود و حرمت، معنا، معرفت و تجربه معنوی به حاشیه رانده شود.
اما آیا این تنها شکل ممکن گردشگری است؟
بی تردید پاسخ ما خیر است.
گردشگر امروز فقط «مصرفکننده» نیست
یکی از تحولات مهم دانش گردشگری، تغییر تصویر و مفهوم گردشگر است.
گردشگر زمانی بیشتر به عنوان مشتری خدمات و مصرفکننده بسته سفر دیده میشد. اما بهتدریج مفاهیمی مانند گردشگر تجربهگرا، مسئول، پایدار، تحولخواه و حتی ارزشآفرین وارد ادبیات گردشگری شدند.
امروز گردشگر میتواند همزمان:
مهمان جامعه میزبان، مشارکتکننده در تجربه، راوی مقصد، تولیدکننده محتوا، یادگیرنده، عامل اثرگذار بر جامعه و محیط و حتی شریک ارزشآفرینی برای مقصد باشد.
در رویکردهای جدیدتر، حتی این پرسش مطرح است که سفر چه تغییری در نگرش، هویت و سبک زندگی انسان ایجاد میکند و حضور گردشگر چگونه میتواند به حفاظت از میراث، حمایت از اقتصاد محلی، احیای فرهنگ و گفتوگوی میانفرهنگی و در ارزش آفرینی کمک کند.
وقتی مفهوم گردشگر تا این اندازه توسعه پیدا کرده است، دیگر نمیتوان آن را به «کسی که برای خوشگذرانی سفر میکند» محدود کرد. سیر تحولات مفهوم گردشگری در دهههای اخیر مجال مفصل می خواهد که قسمتی از آن در بنیاد قم پژوهی ارائه شد.
آیا هر زائر یک گردشگر است؟
پاسخ بستگی دارد به اینکه سؤال را در چه سطحی مطرح کنیم.
در سطح معرفتی و دینی، «زائر» و «گردشگر» یک مفهوم نیستند. زائر هویتی دارد که با نیت زیارت، مَزور و رابطه زیارتی معنا پیدا میکند.
اما در سطح سفر، آمار و مدیریت مقصد، بسیاری از زائران میتوانند بازدیدکننده یا گردشگر نیز محسوب شوند؛ زیرا خارج از محیط معمول زندگی خود سفر کردهاند، از خدمات مقصد استفاده میکنند و ممکن است در مقصد اقامت داشته باشند.
پس بهتر است نگوییم:
زائر همان گردشگر است.
و بهتر است نگوییم:
زائر هیچ نسبتی با گردشگری ندارد.
صورت دقیقتر آن است که بگوییم:
زائر و گردشگر از نظر هویت و انگیزه الزاما یکسان نیستند، اما در قلمرو سفر و مدیریت مقصد میتوانند همپوشانی داشته باشند.
آیا هر گردشگر دینی زائر است؟
خیر. این تفاوت برای فهم مفهوم گردشگری دینی بسیار مهم است. که البته شرح مفصل گردشگری دینی، زیارت، مذهبی، معنوی و آیینی نیاز به فرسایش قلم دارد که امیدوار در آینده ی نه چندان دور بدان بپردازم.
فردی ممکن است برای دیدن معماری یک مسجد تاریخی، شناخت یک آیین مذهبی، مطالعه میراث یک دین، حضور در یک مراسم، آشنایی با زندگی پیروان یک دین، گفتوگوی بینادیانی یا جستوجوی یک تجربه معنوی به مقصدی دینی سفر کند؛ بدون آنکه در معنای دقیق دینی، «زائر» آن مکان باشد.
بنابراین: زیارت یکی از مهمترین صورتهای گردشگری دینی است، اما گردشگری دینی به زیارت محدود نمیشود.
همین مسئله یکی از دلایل مهم عبور ادبیات معاصر گردشگری دینی از دوگانه ساده «زائر یا گردشگر» است. نمونه کامینو د سانتیاگو نشان میدهد که انگیزههای دینی، معنوی، اجتماعی و تجربهای میتوانند در یک سفر در کنار یکدیگر حضور داشته باشند.
روایتی جذاب از کامینو دِ سانتیاگو؛ یکی از مشهورترین مسیرهای زیارتی اروپا
مسئله اصلی؛ نه جدایی کامل و نه یکسانانگاری
در اینجا میتوانیم به جمعبندی اصلی رسید.
راهحل این نیست که تفاوت زائر و گردشگر را انکار کنیم. تفاوت وجود دارد و اتفاقا باید آن را جدی گرفت.
در عین حال، راهحل این هم نیست که زیارت را از تمام دانش، خدمات و سازوکارهای گردشگری جدا کنیم.
مدلی که میتوان پیشنهاد کرد چنین است: تمایز در هویت، پیوند در نظام مقصد.
زائر و گردشگر در انگیزه و هویت الزاما یکسان نیستند؛ اما در قلمرو سفر، خدمات و مدیریت مقصد اشتراکات فراوان دارند.
بر این اساس، باید میان زیارت و گردشگری رابطهای دوسویه و همافزا ایجاد شود؛ به گونهای که گردشگری به تعمیق و غنای تجربه زیارت کمک کند و زیارت نیز به گردشگری معنا، هویت و جهت ببخشد؛ بدون آنکه امر مقدس به ابزاری صرف برای درآمدزایی تبدیل شود.
به بیان سادهتر:
زیارت میتواند قلب مقصد باشد؛ گردشگری نظام خدمترسانی و تجربهسازی پیرامون آن؛ و توسعه محصول حلقه اتصال این دو.
خدمات گردشگری چگونه میتواند در خدمت زیارت باشد؟
وقتی از گردشگری سخن میگوییم، الزاما درباره تبدیل زیارت به تجارت سخن نمیگوییم.
مدیریت گردشگری میتواند به این معنا باشد که زائر:
- اقامت مناسبتری داشته باشد؛
- اطلاعات دقیقتری دریافت کند؛
- معنای مکان مقدس را بهتر بشناسد؛
- با تاریخ شهر آشنا شود؛
- از راهنمای متخصص بهره ببرد؛
- به محتوای مناسب زبان خود دسترسی داشته باشد؛
- برای فرزندانش تجربه آموزشی مناسبی فراهم شود؛
- با میراث فرهنگی و دینی پیرامون زیارت آشنا شود؛
- و پس از سفر، با تجربهای عمیقتر و ماندگارتر مقصد را ترک کند.
در چنین مدلی، خدمات گردشگری در خدمت تعمیق تجربه زیارت قرار میگیرد، نه جایگزین آن.
حتی شاخص موفقیت نیز فقط تعداد ورود زائر یا میزان هزینهکرد او نیست. تجربه باکیفیت، امنیت، آرامش، معنا، یادگیری، حفظ هویت جامعه میزبان، پایداری کسبوکارها، حفاظت از میراث و محیطزیست نیز باید بخشی از ارزش ایجادشده در مقصد باشند.
فرق زائر و گردشگر در شهری مانند قم چه اهمیتی دارد؟
شاید عده ای این مسئله را صرفا یک مسئله نظری برای قم بدانند، ولی نگاه من این نیست.
قم شهری است که هویت آن با حرم حضرت فاطمه معصومه(س)، مسجد مقدس جمکران، حوزه علمیه، مدارس و مراکز علمی، بقاع و مساجد، میراث تاریخی، بازار، آیینهای مذهبی و مجموعه وسیعی از میراث ملموس و ناملموس پیوند خورده است.
در عین حال، مسئله گردشگری قم را نمیتوان تنها به ورود زائر به حرم محدود کرد.
در قم پنج مشکل اساسی در این موضوع داریم: غلبه الگوی تککانونی، زائر عبوری، ناشناخته ماندن ظرفیتهای شهر، فقدان روایت یکپارچه و چندگانگی نهادی و متولیان.
ادامه تقابل «زائر یا گردشگر» نیز پیامدهایی دارد: محرومشدن زائر از دانش و تجربه صنعت گردشگری، تقلیل سفر به تشرف کوتاه، تثبیت زائر عبوری، ضعف تنوع محصول، محدودشدن اقتصاد گردشگری و ضعف تصویر مقصد.
بنابراین، مسئله این نیست که قم از یک «شهر زیارتی» به یک «شهر گردشگری» تبدیل شود.
مسئله این است که قم چگونه میتواند هویت زیارتی خود را محور قرار دهد و پیرامون آن، یک نظام حرفهای از خدمات، روایتها، محصولات و تجربههای فرهنگی، تاریخی، علمی، معنوی، خانوادگی و بینالمللی ایجاد کند.
اگر زائر فقط وارد شهر شود، زیارت کند و بلافاصله خارج شود، بخش بزرگی از ظرفیتهای فرهنگی و حتی معنوی سفر استفاده نشده است.
یک شهر زیارتی میتواند برای پیش از زیارت، هنگام زیارت و پس از زیارت تجربه طراحی کند.
این تجربه لزوما تفریحی نیست.
شناخت شخصیت مَزور، تاریخ شهر، آشنایی با علما، مشاهده معماری و هنر دینی، بازدید از موزهها و کتابخانهها، آشنایی با سنتهای حوزوی، تجربه خوراک و بازار سنتی، گفتوگوی فرهنگی، برنامههای کودکان و نوجوانان و مسیرهای موضوعی میتوانند همگی در امتداد تجربه سفر قرار گیرند.
تفاوت میان «شهری که زائر دارد» و «مقصدی توسعهیافته در گردشگری دینی» دقیقا در همین نقطه آشکار میشود.
جمعبندی؛ بالاخره زائر یا گردشگر؟
اگر پرسش این باشد که «آیا زائر و گردشگر دقیقا یک چیزند؟» پاسخ خیر است.
زائر دارای نیت، غایت و رابطهای است که مفهوم زیارت را از یک بازدید معمولی متمایز میکند.
اما اگر سؤال این باشد که «آیا زائر باید کاملا از قلمرو گردشگری، خدمات سفر و مدیریت مقصد جدا شود؟» پاسخ باز هم خیر است.
مسئله اصلی، انتخاب میان زائر و گردشگر نیست.
مدل مناسب، نه جدایی کامل است و نه یکسانانگاری؛ بلکه شناخت تمایز این دو در سطح هویت و انگیزه، و ایجاد پیوند میان آنها در سطح سفر و مدیریت مقصد است.
اگر این تفکیک بهدرستی فهم شود، توسعه گردشگری نه رقیب زیارت، بلکه میتواند یکی از ابزارهای ارتقای کیفیت آن باشد؛ و زیارت نیز میتواند به گردشگری دینی هویت، معنا و جهت ببخشد.
از این منظر، پرسش آینده شهرهای زیارتی ایران نباید فقط این باشد که:
مسافر ما زائر است یا گردشگر؟
پرسش مهمتر این است:
چگونه میتوان حرمت و حقیقت زیارت را پاس داشت و همزمان از دانش گردشگری برای ساختن تجربهای عمیقتر، شایستهتر و ماندگارتر برای انسان و مقصد استفاده کرد؟
پرسشهای متداول درباره تفاوت زائر و گردشگر
فرق زائر و گردشگر چیست؟
زائر با قصد زیارت، رابطه با مَزور و غایاتی مانند تقرب، معرفت، عهد و اقتدا تعریف میشود؛ در حالی که گردشگر اصطلاحی گستردهتر در حوزه سفر و مدیریت مقصد است و میتواند با انگیزههای مختلف، از تفریح و آموزش تا دین و زیارت، سفر کند.
آیا زائر هم گردشگر محسوب میشود؟
در سطح معرفتی، زائر و گردشگر مترادف نیستند؛ اما در تعریف سفر و مدیریت گردشگری، بسیاری از زائران میتوانند در گروه بازدیدکنندگان یا گردشگران قرار گیرند.
تفاوت زیارت و گردشگری چیست؟
زیارت دارای حقیقت و رابطهای معنوی میان زائر و مَزور است؛ گردشگری چارچوبی گستردهتر برای شناخت و مدیریت سفر، مقصد، خدمات و تجربه مسافر است.
آیا گردشگری باعث تجاریشدن زیارت میشود؟
الزاما خیر. تجاریسازی افراطی میتواند به زیارت آسیب بزند، اما استفاده از دانش گردشگری برای بهبود خدمات، روایتگری، آموزش، مدیریت مقصد و تجربه زائر لزوما به معنای تجاریکردن امر مقدس نیست.
گردشگری دینی همان گردشگری زیارتی است؟
خیر. زیارت یکی از مهمترین اشکال گردشگری دینی است، اما گردشگری دینی میتواند بازدید از میراث و معماری دینی، آشنایی با آیینها، آموزش، گفتوگوی بینادیانی، سفرهای معنوی و دیگر تجربههای مرتبط با دین را نیز دربرگیرد.
بهترین مدل برای رابطه زیارت و گردشگری چیست؟
مدل پیشنهادی را میتوان «تمایز در هویت، پیوند در نظام مقصد» نامید؛ یعنی تفاوت هویتی و معنایی زائر و گردشگر حفظ شود، اما خدمات و دانش گردشگری در خدمت ارتقای تجربه سفر و زیارت قرار گیرد.
مدرس و پژوهشگر حوزه گردشگری و ادیان و رئیس مؤسسه گردشگری آوای فطرت؛
بخش مهمی از فعالیتهای علمی و حرفهای من بر گردشگری دینی متمرکز بوده و حوزههایی مانند آموزش تخصصی، پژوهش، مطالعات میدانی، تولید محتوای علمی و کاربردی و بررسی نقش فعالان دینی و فرهنگی در صنعت گردشگری را دربرمیگیرد.
من در مطالعات و فعالیتهای خود تلاش میکنم میان مباحث دینی، ظرفیتهای فرهنگی، نیازهای صنعت گردشگری و تجربههای واقعی زائران و گردشگران پیوندی عملی و قابلاستفاده ایجاد کنم.
انتشار مطالب فوق تنها با ذکر مرجع به همراه لینک وبسایت آوای فطرت و معنویت مجاز میباشد.
لطفا به حقوق هم احترام بگذاریم.