نگاهی به روابط ادبی و فرهنگی ایران و فرانسه

نگاهی به روابط ادبی و فرهنگی ایران و فرانسه
1 رای    میانگین 5/5
لطفا شما هم امتیاز بدهید!

نگاهی به روابط ادبی و فرهنگی ایران و فرانسه

این مقاله از تحریریه مجله گیلگمش شماره ۱۱، نگاهی فشرده اما مستند به ۵۰۰ سال روابط ادبی و فرهنگی ایران و فرانسه دارد؛ از نخستین ترجمه‌ها و نمایشنامه‌ها تا تأثیر متقابل نویسندگان و ایران‌شناسان. بی‌تردید مطالعه این متن برای راهنمایان گردشگری، به‌ویژه در برقراری ارتباط عمیق‌تر با گردشگران فرانسوی، بسیار راهگشاست.


نویسندگان فرانسوی قبل از اینکه با آثار ادبی ایران آشنا شوند و زبان فارسی را بیاموزند، تا حدی از تاریخ ایران اطلاع یافته بودند. تاریخ ایران انگیزه‌ای بود برای نویسندگان و نمایشنامه‌نویسان فرانسوی تا با عنوان‌های ایرانی و با موضوع تساهل مذهبی و جلوگیری از اعمال خشونت کاتولیک‌ها نسبت به پروتستان‌ها، نمایش‌هایی را در فرانسه به روی صحنه ببرند که از این جمله می‌توان به هامان (1) اثر آندره ریوودو (2) در سال 1566 میلادی، استرا (3)، اثر پی‌یر ماتیو (4) در سال 1575 میلادی اشاره کرد. اما این تازه سرآغاز تبادلات ادبی و فرهنگی این دو کشور بود.

ایران و فرانسه در دوران صفوی

حضور هیئت ایرانی در دربار لویی چهاردهم، اثر آنتونی کویپل

ترجمه گلستان سعدی و روایت‌های شاردن، آینه فرهنگ ایرانی در فرانسه

ترجمه یک قطعه شعر فارسی به زبان فرانسه توسط پی‌یر ویکتور کایه (5)، محقق و مترجم و تاریخدان فرانسوی، در سال 1596 میلادی، در کتابی به نام «گزیده‌هایی از چهار زبان»، شعر فارسی را به فرانسوی‌ها معرفی کرد. اما در ادامه، آندره دوریه (6) سه سال بعد از انتشار «گزارش مسافرت پاسیفیک دوپرونس»، گلستان سعدی را به زبان فرانسه ترجمه کرد و برای نخستین بار فرانسویان را با یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی آشنا کرد. همچنین او نخستین مترجم قرآن به زبان فرانسه بود.

دو سال بعد از انتشار گلستان، کتاب دیگری به زبان فرانسه درآمد که بر افتخارات پیشین افزود و آن «انوار سهیلی»، یا «کلیله و دمنه» واعظ کاشفی بود.

ترجمه فرانسوی گلستانترجمه فرانسوی گلستان سعدی

این کتاب را یک ایرانی به نام داوود صاحب اصفهانی ترجمه کرد. اسم او را به صورت «داوود سعید» هم نوشته‌اند. به هر روی، او مترجم دربار لویی سیزدهم بود و در سال‌های 1640 تا 1664 میلادی در پاریس اقامت داشت.

وجود یک فرهنگ کوچک فارسی در کتابخانه ملی پاریس این نکته را تأیید می‌کند که فرانسوا ساواری (7)، سفیر و شرق‌شناس فرانسوی، نه تنها زبان فارسی را آموخته بود، بلکه در سال 1613 میلادی حروف فارسی را چاپ سنگی کرده بود.

در سال 1676 میلادی سفرنامه ژان باپتیست تاورنیه منتشر شد. او شش بار به مشرق زمین سفر کرد و در میان سال‌های 1632 تا 1668 میلادی نه بار از ایران و به‌ویژه اصفهان بازدید کرد. او درباره امنیت در ایران ـ برخلاف عدم امنیت در عثمانی پرآشوب ـ می‌نویسد: «وقتی وارد خاک ایران می‌شوند، هر وقت بخواهند می‌توانند از قافله جدا شوند؛ زیرا به محض ورود به ایران دیگر برای مسافر خطر ناامنی در پیش نیست».

در سال 1664 میلادی هم ژان شاردن (8) به مشرق زمین سفر کرد و شش سال در ایران و هندوستان به تجارت و سیاحت پرداخت. او به راحتی به زبان فارسی حرف می‌زد و ایران را خوب می‌شناخت. سفرنامه شاردن هنوز یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ تمدن ایران در دوره صفوی است. او می‌نویسد: «خلاصه کلام، در شناختن ایران چنان دقتی به خرج دادم و به قدری متحمل زحمات گشتم که اینک می‌توانم بدون هیچ‌گونه اغراقی ادعا کنم که فی‌المثل با اصفهان، بهتر از لندن آشنایی دارم، اگرچه در شهر اخیر بیش از بیست سال زندگی کرده‌ام. من تقریباً تمام نقاط این امپراتوری بزرگ را دیده‌ام و درازا و پهنای آن را پیموده‌ام».

سفرنامه شاردن یک کتاب سه‌جلدی است که در سال 1686 میلادی چاپ شد، اما شاردن 25 سال دیگر تلاش کرد تا در سال 1711 میلادی دوره کامل اثر خود را در ده جلد، که به حق آن را دایرة‌المعارف تمدن ایران نام نهاده‌اند، منتشر کند.
در ادامه این روند و بر اساس گزارش‌های سفر کشیشان و تاجران و جهانگردان، رمان‌هایی درباره ایران نوشته شد که از آن جمله می‌توان به جادوگر پارس، ماجراهای دربار ایران، طهماسب پادشاه ایران، السین، شاهراده خانم ایرانی، صوفی کبیر، داستانی ایرانی، شیرویه و مریم و همچنین رمان ۱۵ جلدی کوروش کبیر و رمان پنج جلدی شاپور، پادشاه ایران اشاره کرد.

علاوه بر سفرنامه‌ها و رمان‌ها باید به نمایشنامه‌ها و نمایش‌هایی اشاره کرد که با تم و عنوان ایرانی، و همچنین با توجه به تاریخ ایران و رفتار ایرانیان به روی صحنه رفتند. پی‌یر کورنی (9) در سال 1644 میلادی نمایشنامه رودوگون، شاهزاده‌خانم پارت را نوشت که بارها به نمایش درآمد و موفقیت بزرگی به دست آورد.

نمایشنامه دیگری از همین نویسنده به نام سورنا، سردار پارت در روزهای پایانی سال 1674 میلادی و روزهای آغازین 1675 میلادی به روی صحنه رفت. در این نمایشنامه و از نگاه نویسنده، سورنا دلیرترین، شریف‌ترین، شایسته‌ترین و در عین حال، خوش‌اندام‌ترین سردار پارت قلمداد شده است که کراسوس را شکست داد.

نمایش دیگری از نویسنده‌ای به نام ژان راسین (10) با عنوان مهرواد بارها در حضور لویی چهاردهم به نمایش درآمد. نمایش «استر» از دیگر کارهای راسین بود که در سال 1687 میلادی به نمایش گذاشته شد.

آنتوان دانشه (11) در سال 1706 میلادی، فیلیپ کینول (12) در سال 1715 میلادی و فرانسوا هانری تورپن (13) در سال 1773 میلادی به داستان‌های مربوط به کوروش پرداختند. شاعر فرانسوی کِرِبیلون (14) و دیگران، از خشایارشا نوشتند و اجرا کردند.

آنتوان گالان (15) در سال 1702 میلادی کتاب هزار و یک شب، قصه‌های عربی را منتشر کرد که امروزه همه می‌دانیم از کتاب پهلوی هزارافسان ریشه گرفته است. ترجمه کتاب هزار و یک شب در ادبیات فرانسه چنان اثرگذار بود که کتاب‌ها و متن‌های بسیاری توسط نویسندگان دیگر بر همین مبنا شکل گرفت که از جمله می‌توان به سرگذشت ملکه ایرانی و چهل وزیر، داستان‌های شرقی، مسافرت‌های سه شاهزاده سراندیب، قصه‌های ایرانی، هزار و یک روز، هزار و یک ساعت، هزار و یک شب‌نشینی، هزار و یک عنایت، هزار و یک جنون، هزار و یک جنایت، هزار و یک یاوه و... اشاره کرد.

نامه‌های ایرانی، میراث شرقی مونتسکیو

ادبیات شرق و به ویژه ایران بزرگ‌ترین نویسندگان قرن هجدهم فرانسه همچون ولتر، روسو و مونتسکیو را تحت تأثیر قرار داد. مونتسکیو (1689-1755) میلادی کتابی با عنوان نامه‌های ایرانی نگاشت که این کتاب در همان نخستین سال انتشار 10 بار و تا زمان حیات او 29 بار به چاپ رسید. چنین موفقیتی تا آن زمان در تاریخ ادبیات فرانسه برای هیچ رمانی سابقه نداشت. کار به جایی رسیده بود که ناشران و کتابفروشان از نویسندگان می‌خواستند که داستانی شبیه به نامه‌های ایرانی برایشان بنویسند.

ولتر در این باره می‌گوید: «فرانسویان از خواندن نامه‌های ایرانی مست شدند» و دیگری اظهار می‌کند: «مردم نامه‌های ایرانی را مثل نان می‌خریدند». باید دانست در روزگاری که حکومت فرانسه نسبت به پروتستان‌ها سختگیری می‌کرد، در ایران رفتار با پیروان ادیان دیگر بسیار مناسب بود. همین شد که مونتسکیو اشاره می‌کند که همه ملت‌های جهان باید از ایرانیان پیروی کنند؛ زیرا تاریخ نشان می‌دهد که هم‌زیستی مذهبی هرگز موجب بدبختی مردم نشده و برعکس، همیشه برای ملت‌ها و حکومت‌ها بارور بوده است. حتی در کتاب نامه‌های ایرانی از قول مونتسکیو و با استناد به سفرنامه تاورنیه می‌خوانیم:
«من یقین دارم که اگر دو دست شاه عباس را از کتف می‌بریدند، او را گواراتر از این بود که به اخراج ارامنه وادار کنند».

برنارد در سال 1711 میلادی، پیش از مونتسکیو، نخستین بار نامه‌های ایرانی را با نام «بخشی از یادداشت‌های یک فیلسوف ایرانی» (16) منتشر کرد و از خلال آن‌ها جامعه روحانیت مسیحی را به باد انتقاد گرفت.

هرچند یک سال پس از انتشار کتاب نامه‌های ایرانی مونتسکیو، امپراتوری صفوی توسط محمود افغان سرنگون شد، اما با نگاهی به موفقیت بی‌نظیر این کتاب و چاپ‌های مکرر آن به این نتیجه می‌رسیم که فرانسویان قرن هجدهم میلادی تا چه اندازه به ایرانیان می‌اندیشیدند. بسیاری از نویسندگان پس از مونتسکیو از او پیروی کردند و کتاب‌هایی با عناوین مشابه نوشتند: نامه‌های ایرانی نوشته کلاوس، جواب به نامه‌های ایرانی نوشته کلاوس، نامه‌های ایرانی جدید، نامه‌های یک ایرانی مقیم انگلستان و غیره.

ولتر نمایشنامه‌های سکاها را در سال 1767 میلادی و گبرها یا هم‌زیستی مذهبی را در سال 1768 میلادی نوشت و منتشر کرد. او کتاب دیگری با عنوان رؤیای بابک، یا دنیا آن‌چنان که هست را نوشت. در آن کتاب منظور از پرسپولیس، پاریس بود و ایران، همان فرانسه و بابک، خود ولتر! در جایی از این کتاب ولتر از قول بابک نوشته است: «عیان می‌بینم که پرسپولیس به‌زودی ویران خواهد شد».

ولتر بیش از بقیه نویسندگان از سبک مونتسکیو در کتاب نامه‌های ایرانی بهره گرفت و داستان‌های مکاتبه‌ای مانند نامه‌های انگلیسی، نامه‌های چینی و تاتاری، نامه‌ای از قسطنطنیه و غیره را نوشت.

کتاب «یادداشت‌های سری درباره تاریخ ایران» نیز در سال 1745 میلادی انتشار یافت که نویسنده‌اش را نمی‌شناسیم. با اینکه در این کتاب 192 نام ایرانی به کار رفته و صحنه وقوع حوادث شهرهای مختلف ایران، به‌خصوص اصفهان و شیراز است، ولی جسورانه به نقد سیاست و سنت و رویدادهای اجتماعی فرانسه می‌پردازد؛ مثلاً در این کتاب شاه عباس، همان لویی چهاردهم؛ شاه صفی، لویی پانزدهم؛ شهرزاد، دوشس دو مودن؛ محمود، پادشاه لهستان؛ خواجه سعید، ولتر و... تشخیص داده شده‌اند. این کتاب نیز موفقیت درخشانی به دست آورد.

در سال 1790 میلادی، لویی لانگلس، یکی از نخستین ایران‌شناسان بزرگ فرانسوی، لایحه‌ای به مجلس انقلابی برد و تأسیس مدرسه‌ای را برای تدریس زبان‌های فارسی و عربی و ترکی خواستار شد. این لایحه به تصویب رسید و پنج سال بعد مدرسه زبان‌های شرقی به طور رسمی تأسیس شد.

بعد از این اتفاق بود که شناخت فرانسویان از ایران باز هم بیشتر شد و فعالیت‌هایی از جمله موارد زیر انجام گرفت.

سیلوستر دوساسی

سیلوستر دوساسی کسی بود که در آموزش زبان فارسی در فرانسه نقش اساسی ایفا کرد

لویی لانگلس خلاصه‌ای از شاهنامه فردوسی را به فرانسه ترجمه کرد، سیلوستر دوساسی در آموزش زبان فارسی نقش مؤثری ایفا کرد؛ آنتوان لئونارد دوشزی در سال 1807 میلادی لیلی و مجنون اثر جامی را به فرانسه درآورد، ژول مول شاهنامه را ترجمه کرد و برای این کار چهل سال زحمت کشید، گارسن دوتاسی بخش‌هایی از بوستان سعدی و منطق‌الطیر عطار را ترجمه کرد؛ شارل شفر ترجمه‌ای از سفرنامه ناصرخسرو انجام داد و کتاب‌هایی درباره تاریخ ایران نوشت؛ باربیه دومنار کتاب «شعر در ایران» را نوشت؛ کلمنت اوار نخستین کسی است که دوبیتی‌های باباطاهر را ترجمه کرد و ترجمه جلد اول گرشاسب‌نامه اسدی طوسی هم از او است؛
فاینینان سعادت‌نامه ناصر خسرو را ترجمه کرد و فرته بخش‌هایی از غزلیات انوری را ترجمه کرد و در وصف او مطلب نوشت. در این میان، باید به نقش مؤثر آنکتیل دو پرون اشاره کرد که در کشور پهناور هند چندین هزار کیلومتر پیاده راه پیمود تا زبان فارسی یاد بگیرد و با کتاب پارسیان هند آشنایی پیدا کند. او در این مسیرها حصبه گرفت، به جانش سوءقصد شد و در نبردی تن‌به‌تن زخم‌هایی مهلک برداشت، اما همچنان هدفش را پیگیری کرد. او در سال 1771 میلادی ترجمه و تفسیر اوستا را در سه جلد به پایان رساند.

بعد از شناخت ایران توسط فرانسه و ارتباطات سیاسی و نظامی و اقتصادی که ایجاد شده بود، برخی از ایرانیان، به‌ویژه شاهزادگان قاجار نیز تلاش کردند که زبان فرانسه بیاموزند.

موضوع جالب توجه دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، افکار و نوشته‌های کنت آرتور دو گوبینو (17) است. او در سال 1855 میلادی به همراه همسر و دخترش به ایران آمد و در طول اقامت سه‌ساله خود در ایران به زبان فارسی مسلط شد و به کارهایی از قبیل سکه‌شناسی، مطالعه تاریخ و فلسفه و ترجمه متون فارسی به فرانسه مشغول شد. گوبینو شیفته ایران بود و وقتی به اروپا بازگشت، ستایش‌آمیزترین حماسه‌ها را درباره ایران نوشت: «و من نمی‌دانم چگونه پس از زندگی در ایران دوباره خواهم توانست در اروپا زندگی کنم».

او مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه با عنوان داستان‌های آسیایی منتشر کرد که احتمالاً تحت تأثیر تاریخ حماسی، افسانه‌ای، تعزیه‌ها و نمایشنامه‌های ایران است. کتاب ایران از نگاه گوبینو به فارسی ترجمه شده است. افکار گوبینو در مورد اقوام ایرانی و برتری نژاد آریایی بعدها مکتبی را به وجود آورد که آن را «گوبینیسم» نامیدند و در آلمان طرفداران بسیاری یافت. یکی از آنان نیچه بود که به نوشتن کتاب «چنین گفت زرتشت» پرداخت و نظریه «ابرمرد» و «اراده قدرت» را رواج داد. در واقع، ریشه دیدگاه‌های نژادگرایانه را در عصر جدید به او نسبت می‌دهند و خط سیری که از طریق شوپنهاور، واگنر و نیچه به «نازیسم» در قرن بیستم انجامید، از گوبینو آغاز شده بود.

به غیر از این‌ها که نام برده شد، اشخاص بسیاری هستند که تحت تأثیر ادبیات و فرهنگ ایران، در فرانسه نقش‌آفرینی کرده‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به ژان لاهور، آرمان رنو، کلینگسور، آندره ژید، هانری دومونترلان، ارنست رنان، موریس بوشور، موریس باره، روژه لسکو، هانری ماسه، ونسان مونتی، دوفرمری، نیکلا، شارل دوویلر، لویی آراگون، لئون گیودوسه و... اشاره کرد.

سفیر ایران در فرانسه در دوره قاجارسفیر ایران در فرانسه در دوره قاجار

داستان خانواده سعدی در فرانسه

لازار کارنو به عنوان یکی از علاقه‌مندان به ادبیات، به سعدی عشق می‌ورزید. او تحت تأثیر آنچه در گلستان در سیرت پادشاهان و اخلاق درویشان خوانده بود، افکاری آزادی‌خواهانه داشت. از این رو بسیار زود به انقلابیون پیوست و دوشادوش روبسپیر و دانتون به مبارزه پرداخت و به «مجلس کنوانسیون» راه یافت. اما رفته‌رفته از خشونت و خون‌خواری روبسپیر و طرفدارانش که فرانسه را در زمان انقلاب غرق در خون کرده بودند، بیزار شد. سرانجام نیز بقیه اعضای مجلس را با خود هم‌داستان کرد و موجبات سرنگونی روبسپیر و یارانش را فراهم آورد. به کوشش او بود که رهبر افراط‌گرایان انقلاب، یعنی روبسپیر، در 22 ژوئیه بازداشت و همان روز اعدام شد.

اما موضوعی که برای ما ایرانیان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است، این است که لازار کارنو، به یاد شاعر شیراز، فرزند بزرگ‌تر خود را که در گیرودار حوادث بعد از انقلاب به دنیا آمده بود، سعدی نامید. ولی وی مدت کوتاهی بیش نزیست و در کودکی درگذشت.
کارنو فرزند دوم خود را نیز سعدی نامید که به نام «نیکولا لئونار سعدی کارنو» شناخته شده است. این سعدی نیز در جوانی بر اثر ابتلا به بیماری وبا از دنیا رفت، ولی هم اوست که «قانون دوم ترمودینامیک» را کشف کرد و «چرخه کارنو» در ماشین‌های گرمایی به نام وی نام‌گذاری شده است.

بعدتر، هیپولیت کارنو، برادر کوچک‌تر نیکولا لئونار، به پیروی از پدر و به یاد برادر، نخستین فرزند خود را سعدی نامید. این سعدی که به نام «ماری فرانسوا سعدی کارنو» مشهور است، همان است که در 1887 میلادی رئیس‌جمهور فرانسه شد. ناصرالدین‌شاه در یکی از سفرهایش به فرانسه با او ملاقات کرده است و در همین زمان بود که نمایشگاه جهانی پاریس به مناسبت صدسالگی انقلاب کبیر فرانسه برگزار شد و برج ایفل هم ساخته شد. جالب اینکه او نیز فرزند بزرگ خود را «سعدی کارنو» نامید. این خانواده تا امروز در فرانسه با نام سعدی زندگی می‌کنند.

ایران‌شناسان فرانسوی و رد پای نام ایران در فرانسه

از جمله ایران‌شناسان مشهور فرانسوی می‌توان به این افراد اشاره کرد: اوژن اوبن که سفرنامه او از سفر به ایران به یادگار مانده است؛ امیل بنونیست که پژوهشگر بنام حوزه زبان‌های هندواروپایی بود؛ هانری کوربن، ایران‌شناس و اسلام‌شناس که بخشی از عمر خود را در ایران سپری کرد؛ هانری ماسه، محقق ایران‌شناس که برای پژوهش‌هایش در حوزه ادبیات فارسی شهرت یافت؛ لویی ماسینیون، پژوهشگر و دین‌شناسی که پژوهش‌هایش تأثیر عمیقی بر نگاه غرب به اسلام گذاشت؛ روژه لسکو که از او به عنوان شرق‌شناس و مدیر مدرسه عالی عربی دمشق یاد می‌شود؛ آندره گدار، هنرمند معماری که بنای حافظیه در شیراز و ساختمان موزه ملی ایران را بنا نهاد؛ و رومن گریشمن که باستان‌شناس و کاوشگر محوطه شوش بود.

تالار ایران موزه لوور

تالار ایران در موزه لوور

همچنین آثار مربوط به فرهنگ و تمدن ایرانی در فرانسه بسیارند. آثار به‌دست‌آمده از حفاری‌های باستان‌شناسی در دوره‌های گوناگون تاریخی را می‌توان در تالار ایران موزه لوور دید. همچنین آثار مربوط به نگارگری ایرانی، کتاب‌آرایی و تذهیب در کتابخانه ملی این شهر و همین‌طور کتابخانه شهر مازان نگهداری می‌شود. موزه گیمه پاریس نیز به نمایش آثار نگارگری ایرانی اختصاص دارد.

مدرسه ژاندارک

عکس قدیمی از دانش آموزان مدرسه ژاندارک در تهران

و اما زبان و آثار فرانسویان در ایران

در زمان امیرکبیر، معلمان فرانسوی در مدرسه دارالفنون به تدریس مشغول شدند. هفت سال پس از تأسیس دارالفنون، دولت 64 نفر از فارغ‌التحصیلان را برای آموختن فنون مختلف به فرانسه اعزام کرد که این عده در سال 1238 هجری قمری (1858 میلادی) وارد پاریس شدند و پس از خاتمه تحصیلات به ایران بازگشتند. در دوران قاجار زبان فرانسه در دربار ایران رایج شد و ناصرالدین‌شاه خود به زبان فرانسه آشنایی داشت.

نخستین نمایشنامه‌ای که از فرانسه به فارسی ترجمه شد، «میزانتروپ» اثر مولیر بود که در سال 1248 هجری قمری، در سال‌های آخر سلطنت فتحعلی‌شاه، به نام «گزارش مردم‌گریز» به صورت منظوم چاپ و منتشر شد. پس از آن برخی دیگر از آثار مولیر مثل «گیج»، «طبیب اجباری» و «عروسی اجباری» به زبان فارسی برگردانده شد. در سال 1280 هجری قمری نمایشنامه‌ای موسوم به «مارگریت» و یک سال بعد رمان‌های «سه تفنگدار» و «کنت مونت‌کریستو» اثر الکساندر دوما به فارسی ترجمه شد. در سال 1900 میلادی مدارس پسرانه «سنت‌لویی» و دخترانه «ژاندارک» در تهران تأسیس شد.

در سال 1313 هجری قمری (1935 میلادی) روزنامه فرانسوی‌زبان «ژورنال دو تهران» که می‌توان آن را قدیمی‌ترین روزنامه فرانسوی‌زبان خاورمیانه دانست، در تهران منتشر شد.

پی نوشت:


1. Aman
2. André de Rivaudeau
3. Ester
4. Pierre Matthieu
5. Pierre Victor Cayet
6. André du Ryer
7. Francois Savary
8. Jean Chardin
9. Pierre Corneille
10. Jean Racine
11. Antoine Danchet
12. Philippe Quinault
13. François Henri Turpin
14. Prosper Jolyot de Crébillon
15. Antoine Galland
16. Fragments d'un Philosophe Persan
17. Joseph Arthur de Gobineau

پایان پیام
احتمالا این مطالب هم به کار شما می‌آید
ما نظرات و سوالات شما را با دقت می‌خوانیم و پاسخ می‌دهیم
نظرات تعداد کاراکترهای باقی مانده: 300
انصراف